به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






مردن با طعم چالش مانکن

ترجیح می دهم این متن رو بعد توضیح بدم تا الان

چون تردید دارم: آیا خودمم مانکنی از برای پروردگار عالم هستم یا نه از لشگریان ابلیس که دارم برا یسپاه اون می جنگم

برام جالبه وقتی یه کاری از اون ور آب میاد و ارتباطی با فرهنگ ایرانی و اسلامی ما نداره بیشتر در جامعه نمود و طرفدار داره تا وقتی کاری که باز از همون ور آب میاد و مطابق با فرهنگ اسلامی و ایرانی خودمون هست و درش رشد و برکت هم قرار داره و نیاز هممون هم هست اما طرفدار نداره

نمی دونم

واقعا نمی دونم

الان حسش نیست

اگه عمری بود این رو بازتر می کنم

آره مرگ رو باید با چالش مانکن به تصویر کشوند

به نظرم قشنگه و حرف واسه گفتن داره

یاعلی



منبع این نوشته
برچسب ها : چالش مانکن ,
اشتراک گذاری مطلب

گریه

گریه جزء خصلتای انسانه

اصلا یه بعد انسانیت با گریه معلوم میشه

نوزاد اولین بار با گریه به دنیا سلام میده

اینقده گریه زیبا و قشنگه گاهی گریه از خنده بیشتر انسان رو طراوات می ده

بین گریه و خنده تنافی نیست

گریه کمال این دنیاست و خنده کمال اون دنیا

گریه ی مذموم رو نمی خوام بهش بپردازم

گریه ناب گریه جلابخش گریه کمالی گریه انسان ساز مورد نظره

فرموده گریه نماز رو باطل می کنه اما اگر کمالی باشه نه تنها باطل نیست بلکه جزء افضل اعماله

خدای من گریه تائب به درگاهت چقدر زیباست چقدر طراوات داره

امام حسین رو موقع دعای عرفه در نظر بگیرید حضرت گریه می کنه اشکش جاری می شه بر زمین می ریزه بقیه گریه می کنن بعد در همون حال یارب یارب می گه

گریه از شرم در درگاه خدا رو در نظر بگیرید شونه ها می لرزه قلب به تپش می افته صدای هق هق انسان رو در خودش فرو می بره این گریه چند می ارزه؟!

گریه برای مصیبات أهل بیت علیهم السلام - آخ گریه برای مظلومیت حضرت مولای تنها و بی یار یه عالمه دشمن پلید این گریه چقدر هم نوایی می کنه با چاه های مدینه

گریه برای در سوخته و پهلوی شکسته گریه برای جنین پیش از موعد به دنیا اومده این گریه با آدم چه کارا که نمی کنه

گریه برای چادر خاکی

گریه برای پاهای با خار زخمی شده

گریه برای بانوی خسته که نشسته نماز شب می خونه

گریه برای طفل شش ماهه

گریه برای جوان رعنا علم خیمه ها

گریه برای سیزده ساله ای جمله قصار أحلی من عسلش کل عرفان و عارفان رو شرمنده خودش کرده

گریه برای 11 ساله ای که برای دفاع از امامش فقط یک بازوی قطع شده و آویخته بیشتر نداشت

گریه برای اسیری

گریه برای فراق

وای خدا گریه برای حسین

گریه برای حسین

گریه برای حسین

این گریه تکه به قول بچه های محله نامبر وانه

گریه برای حسین اصلا یه مقاماتی هست فقط با این گریه به دست میادش

خدایا ازت ممنونیم اینقده راهها رو برای نزدیک شدن به خودت برای ما آسون کردی

اما خدا این شیطان و نفس خیلی شاخ و شونه می کشن

خیلی اذیت می کنن

هر روز یه مدل یه لباس یه گفتار

خدایا ما رو بیشتر به امام حسینت نزدیک کن تا در دریای متلاطم نفسانیات و شیطنت ها از کشتی حضرت هیچوقت هیچوقت جدا نشیم

یا حسین



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

توبه توبه توبه ...

این بخش ادامه متن " فرصتی دیگر! " هست

اینکه حضرت مولا علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء فرمود: ما می خواهیم نمیریم تا توبه کنیم، اما می میریم و توبه نمی کنیم! . این کلام شگرف مصداق حال و روز ماست

ما با توجه به جایگاهی که درش قرار داریم و زندگی شخصی و اجتماعی خودمون رو با اون تطبیق دادیم خوب می فهمیم که باید آدمای خوبی باشیم، اما  با این حال همیشه خوبی نمی کنیم و نشونه ی اون هم حال خوب نداشتنمونِ

انسان جز برای خوبی آفریده نشده

انسانی که بدی می کنه هدف از خلقت رو تباه کرده

مگه میشه کسی ماشین نو از کارخونه بگیره بعد بیاد اوراقش کنه؟!

مگه میشه کسی زیباترین و بهترین چیزهایی رو که مالک اون هست بیاد در هم بشکنه؟!

درسته آدم عاقل از این کار نمی کنه، اما ما آدما هر روز این گرفتاری رو سر خودمون داریم و مشکلی هم نداریم.

پروردگار مهربان انسان رو در نهایت زیبایی و نکویی آفریده. برای چی ؟! برای خوبی کردن، برای زیبایی آفریدن، برای ارتقاء یافتن و خلاصه برای رشدی والاتر و برگشت پربار به جایی که از اونجا اومده

یعنی آدمی از نامتناهی اومده در متناهی خودش رو طراوت بیشتری بده و رشد کنه تا این بار که بر می گرده سر جای قبلیش  نیکوتر باشه به اصطلاح با کوله بار بیشتری از سرمایه.

خب! ما چیکار می کنیم؟!

ما همون سرمایه یعنی قلب و ذهن پاک رو می آریم به علاوه رفتارهای زشت و پلید می کنیم بعد کلی غر زدن که آره خدا چنین است و چنان است باید این طور می شد و فلان و تو گیر و دار زندگی گاهی پشیمونم میشیم و به ویژه در ماه مبارک رمضون و شبهای قدر و سفرهای زیارتی دعا می کنیم و توبه می کنیم اما بعد دوباره بر می گریدم سر پل نافرمونی و بدبختیای روزمره خودمون و خلاصه نمی فهمیم که داد زدن  شادی روحش فاتحه .

راه چیه؟!

چیکار باید کرد با این همه گرفتاری؟

فرموده بازگشت

بله، توبه رو برای اینجا قرار دادن

توبه همون دوربرگردن راه انحرافِ که انسان از اون برگرده دوباره همون جایی که بود

منتها توبه مراتب داره

مرتبه اول برگشتِ

مرتبه دوم جبران مثل قبل از زشتی شدنِ

و مرتبه حساس و اصلی زیباتر کردن خودِ به گونه ای که حتی زشتیهای به جا مونده همه تبدیل به زیبایی بشن

این توبه درجه بالای توبه هست

البته با رتبه اول توبه انسان از جهنم آزاد میشه به خاطر لطف الهی

اما اون توبه که انسان رو از همه قطع کنه و متوجه ذات لایزال الهی می کنه این مرتبه سه هست.

حضرت أمیرالمؤمنین مولی الموحدین یعسوب الدین إمام العارفین علی بن أبیطالب علیهماالسلام فرمود توبه با این شرایط خیلی باید براش زحمت کشید باید خون دل خورد نباید امروز و فردا کرد نباید تنبلی کرد این توبه درجه ی مهمی هست هرکسی به اون مقام نمی رسه بنابراین با زندگی روزمره و غرق در گرفتاریها انسا می میره و نمی فهمه کی فرصت توبه رو از دست داد

خب بازم تکرار: راه نجات چیه؟

بلند شدن

ایستادن

توکل کردن

نیت خالص داشتن

با خدای خود عهد کردن

مجاهدت کردن

و بعد دویدن به سمت نور رحمت

دعا برای جلب مغفرت

این میشه توبه

خدای عالم این توبه رو رزق هممون کنه

برای همه و حقیر دعا کنید

یاعلی



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

فرصتی دیگر ؟!

همیشه فکر می کنیم فرصت داریم

فکر می کنیم این بار نشد یه بار دیگه

فکر می کنیم می تونیم جبران کنیم - اصلا می ذاریم که به خیال خودمون جبران کنیم

اما !

اما یه روز ناگهان بدون هیچ اطلاع قبلی چنین فرصت رو از دست می دیم که هیچی حتی یه فکر رو نمیشه دیگه جبران کرد

خیلی سنگینه

خیلی خطرناکه

خیلی حسرته

همیشه این حدیث رو باور داشتم اما هیچوقت نخواستم فکر کنم که جزء مصادیقش باشم

حضرت أمیرالمؤمنین امام علی علیه السلام : نحن نرید ألا نموت حتی نتوب و نحن لانتوب حتی نموت

چقدر زیباست

چقدر دقیق و متین

خدا کنه هیچکدوم از ماها بچه شیعه ها دوستان آشناها وابستگانمون سببی نسبی هیچکدوم مصداق این حدیث نشن

حضرت فرمودن: ما قصد داریم تا قبل از اینکه بمیریم توبه کنیم اما! ما می میریم و توبه نمی کنیم

توضیحش باشه بعد

 

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

دست نوشته ای در فراق استاد فرزانه عالم مجاهد مرحوم حاج شیخ محمدعلی کرامت

جلوی در آسانسور پارکینگ طبقاتی حرم مطهر حضرت بانوی عشق، داشتم تلفنی با حاجی صحبت می کردم - تا اون موقع ندیده بودمش و هیچ تصویری از ایشون نداشتم، آدرس دادم که کجا هستم، در حال مکالمه احساس کردم همون آقایی که داره تلفنی صحبت می کنه جلو میاد ایشونه، گفتم دارید دو نفری میاید سمت در؟! گفتن آره، تلفن رو قطع کردم و رفتم جلو سلام علیک و احوال پرسی گفتم حاج آقا کرامت شما هستید و شما هم استاد فرحانی درسته؟ استاد فرحانی خندیدن و گفتن بله گفتم چون اخویتون رو در تهران زیارت کردم از شباهت شناختم بعد گفتم حقیر امین فاطمی نیک هستم و اسم و فامیلم تو شعر اومده : گشت ترکیب از امین و فاطمی  -- فاطمه (علیهاالسلام) بادا شفیعش با علی (علیه السلام) هر دو بزرگوار بلافاصله با هم گفتن پس نیکش چی؟! فورا گفتم اینجاش رو دیگه حافظ فرموده : من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش ...   . هر سه خندیدم و رفتیم به سمت تهران ...  حاجی کرامت کارت ملی بنده و دوستمون رو گرفت رفتن کارت پرواز رو تحویل گرفتن برا نماز  مغرب که اومدن پشت سرشون قرار گرفتیم بعد دیدم نافله ها رو خوند، (معمولا ما نافله ها رو در مسافرت نمی خونیم) پرواز مشهد تأخیر داشت من و دوستم در مسائل مختلف و گاهی علمی، بحث می کردیم دیدم حاجی بدون هیچ دغدغه و ضمن شلوغی ای که در فرودگاه بود با آرامش تمام قرآن تلاوت می کنن.

به حاج آقا کرامت گفتم من هر بار سفر هوایی میام وصیت نامه می نویسم و می ذارم جلو دید خانواده ! با لبخندی گفت شما هر بار سفر زمینی میری این کار رو بکن! هر دو خندیدم.

از اول بهمن 1394 که با این مرد آشنا شدم و تا چند روزی ک مشهد با هم بودیم و در برگشت به قم توفیق همسفر شدن با ایشون رو داشتم هر چه که از این بزرگوار دیدم خیر و نیکی و دانش و تواضع و آرامش بود چیزایی که الان در خود ماها و اطرافیانم کمتر به چشم می خوره.

یه شبی که با هم حرم مشرف شده بودیم گفتم الان سه سال و نیمه خدمت حضرت نرسیدم! با حالتی گفتن وای! خیلی شده ما هر ساله حداقل دو سه بار خدمت حضرت می رسیم هم مجردی و هم با خانواده روز آخر که داشتیم به سمت فرودگاه می اومدیم به راننده گفت اول برید حرم گفتم شاید دیر بشه گفتش اولا به خاطر برف معمولا تأخیر دارن دوما بیشتر به خاطر شما گفتم حرم بریم تا به خاطر این سه سال و خرده ای فاصله هم یه زیارت دیگه کرده باشی هم از آقا بخوای این بار زودتر مشرف بشی. آخرای پرواز وقتی از خواب بیدار شدم دیدم هنوز دوستم (حاج آقا عبداللهی – مدیر مرکز اراک) خوابن به سمت حاج آقا کرامت که نگاه کردن دیدم چشماشون قرمز شدن گفتم نخوابیدی؟! گفت نه گفتم ترسیدی بخوابی؟! با خنده گفت نه. با اصرار گفتم چرا نخوابیدی حاجی؟! گفت برا اینکه وضوم باطل نشه! برای اولین بار بود که مفهوم دائم الوضو بودن برام تداعی می شد چون ماها معمولا با وضو هستیم اما وقتی مسافرتیم یا مهمونیم با تأخیر وضو می گیریم.

ماشین رو که از فرودگاه بیرون آوردیم گفتش شما بخواب من تا قم رانندگی می کنم چون راه شما طولانیه و باید خواب آلود نباشی. این مرد حواسش به همه چی بود

چند وقت از مسافرت گذشت حرم مطهر رضوی قسمتم شد تلفنی بهشون گفتم حاجی دوباره مشرف شدم گفت عرض کردم از آقا بخواید خدا رو شکر سد شکسته شد.

این مرد وقتی تماس می گرفت و راجع به یه  سری برنامه ها نظر می خواست و در جوابشون می گفتم آقا شما استادید و باید ما رو راهنمایی بفرمایید با تواضع زیادشون می گفت نه اینطور نیست تو این برنامه ها شما قبل از ما بودید و ما تو این راه تازه کاریم.

یه مرتبه فایل دوتا از کتابای قلم خودش رو ارسال کرد گفت نظر بده گفتم بابا ما که نظر نداریم مگه اینکه وردشون رو بفرستی به اسم خودم چاپ کنم گفت آخه اونقدا ارزش ندارن که به نام شما جاپ بشن ... حرفا و خاطرات با این عزیز زیاده، ازشون عبور می کنم.

روز چهارشنبه 27 مرداد صبح ساعت 9:00 تماس گرفت. گفت چی شده شنیدم از دوستان گرفتار حادثه شدی گفتم حاجی یادته قبلا بهم گفتی سفر زمینی میای وصیت بنویس حال همین شد نزدیک بمیرم و بی وصیت برم گفت:  الحمدلله به خیر گذشته حالا بذار بیام به کارات برسم گفتم نه بزرگوار شما به نشست برسید خداحافظی کردیم و هیچ وقت در ذهنم نیومد این آخرین باره که قراره صدای ایشون رو بشنوم.

فرداش وقتی تلفنی بهم گفتن حاج آقا کرامت شب گذشته با تصادف به رحمت ایزدی پیوسته باورم نشد، بین اضطراب و گریه با خودش تماس گرفتم گفتم شاید اشتباه خبر داده باشن اما اولین بار که در عرض هفت ماه گذشته تلفنش در دسترس نبود بعد هم دوستان گفتن که ... .

مرحوم حاج آقا محمدعلی کرامت یک انسان اندیشمند متعبدِ انقلابیِ مهربانِ متواضع و بابصیرت بود که حقیر فقیر تنها هفت ماه با ایشون توفیق و افتخار آشنایی داشتم اما خاطرات زیادی از ایشون در قلب و ذهنم باقی موند. برای برخی بعد از مرگشون بزرگ نمایی می کنن اما توصیف ایشون در این وضعیت توصیف حیات عزیزشون بود که در اون مدت در تهران و قم و مشهد و ارتباط های تلفنی و شبکه مجازی حاصل شد. شبیه این بزرگوار در حال حاضر کم به چشم می خورد واقعا یک الگوی علمی و عملی برای هر جویای اندیشه اسلام و انقلاب بود. از پروردگار متعال عاجزانه غفران و علو درجات رو برای برادر عزیزم آرزومندم ایشان از جامعه ی اندیشه اسلام ناب در حالی پرکشید که شیفتگان زیادی را در داغ خود گذاشت. امیدوارم خدای عالم توفیق خدمت به دین و انقلابی ماندن را به همه ی ما ارزانی دارد و نعمت حیات با برکت علمی دینی و انقلابی را رزق فراگیر تک تک ما قرار دهد.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

بی توجهی

یکی از ترفندهای نفس و شیطان این است که

ما گمان می کنیم صاحب نظر و صاحب تفکر و صاحب برنامه رشد و سلوک شده ایم و می توانیم برای دیگران نسخه بپیچیم و در این مورد تردید هم نداریم

این ابتدای مسیر انحراف است که به محض اطلاع از این حالت باید با دعا و توسل و اقدام از آن فرار کرد وگرنه ...



منبع این نوشته
برچسب ها : صاحب ,
اشتراک گذاری مطلب

پیامک دوم نود و پنج

خسته !!!

خستگی یک از خصوصیات طبع حیوانی انسان است

انسان با خستگی نیاز به استراحت دارد.

گاهی انسان با انجام مکرر گناه خود را خسته می گرداند

این استراحت پس از گناه خطری دارد که به مراتب به اندازه ی همان گناه است

انسان گنهکار به فرموده عالم الهی، عبد صالح مرحوم بهجت بایستی برای ترک گناه یک حد نهایی بگذارد که مثلا تا فلان وقت گناه کند و پس از آن تمام

وقتی انسان از گناه خسته شد نخست باید بر سر زنان رو به درگاه الهی بشتابد . آنجا با انجام عبادت به مبارزه با آثار پس از گناه برخیزد

یکی از علت های خستگی در عبادت، همین آثار آلودگی معصیت است که روح را آزرده و از مسیر خود خارج ساخته است. اینجا با توبه ی واقعی می توان از فریب نفس در خستگی از عبادت مقابله کرد.

انسان عابد از عبادت خسته نمی شود بلکه لذت می برد چون عبادت او را پرواز می دهد و با پرواز اوج گرفته و سرعت کمالی پیدا می کند. اما در گناه علاوه بر خستگی جسم، خستگی روح و آلودگی روان، آزاری مضاعف است که حتی با توبه ظاهری تا مدتها روح در عذاب است مگر با توفیق در انجام توبه ی راستین.

یاعلی

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

پیامک نخست 1395

شیطان و نفس هیچگاه برای از پا درآوردن انسان از پا نخواهند نشست! بنابراین باید اقدام و عملی در راستای پاکسازی درون و بیرون داشت

بهار فقط سبز شدن طبیعت نباید باشد می بایست با جلب نور و دفع تاریکی من نیز سبز گردم این هنر بهار است بهار برای یکدیگر آروز کنیم، با قادام و عمل و نه با حرف و سخن.

یاعلی



منبع این نوشته
برچسب ها : بهار ,
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است